تبليغاتX
وب نوشته های روانشناسی موفقیت معنوی

چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385

صلح و ارامش

 

 

همیشه با خود در صلح و ارامش باشید به خود نگویید که چرا مثلا من ارد ک نیستم یا چرا من پسرم یا چرا سفیدم
و یا چرا دخترم و یا چرا .......... شما هر جه هستید و هر چه دارید با شکوه هستید و زیبا چون انسانی خدایی هستید
خود را دست کم نگیرید با خود در صلح و ارامش باشید.

 

 

     برگرفته از سایت:موفقیت معنوی فایند

 

 

      

 

 

 www.fayand.ir

 

 

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 23:29 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم آذر 1385

زندگی

            

زندگي ازآن توست ، با اراده فولادين تصميم بگير و به سوي هدف گام بردار
نيرويت را جمع كن و به خواسته هايت عشق بورز ،‌عشقي صادقانه
عزمت را جزم كن تا به جنگل كه ميروي بخشي از طبيعت شوي ،
‌ خود را قوي كن تا زندگي ات را آنگونه كه مي خواهي پيش ببري

ديگران را توان اينكار نيست ،‌ اراده كن تا زندگي ات را سالم،
 شگفت انگيز ،‌ارزشمند و سراسر شادمانه سازي

 

 

      برگرفته از سایت:موفقیت معنوی فایند

 

 

       

 

 

 

                   www.fayand.ir

 

 

 

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 21:11 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385

سیگار نکشید

مضرات استفاده از سیگار
سیگار یکی از دلایل اصلی بروز سرطان ریه است و متاسفانه زمانی تشخیص داده می‌شود که فرد 6 ماه بیشتر شانس زنده ماندن ندارد. به علت اثرات نیکوتین بر کار قلب و افزایش فشار خون اغلب سیگاریها با سکته‌های قلبی فوت می‌کنند. سیگار باعث غلیظ شدن خون و لخته شدن آن شده و سبب صدمه به مغز ، فلج ، سکته‌های مغزی و مرگ می‌شود. چسبندگی و غلیظ شدن خون سبب بسته شدن سرخرگها و یا سایر اعضا می‌شود که منجر به قطع عضو خواهد شد.


با مصرف سیگار ، مسیرهای ورود هوا در بدن تنگ و مسدود شده و سبب آمفیزم و برونشیت و زمین گیر شدن فرد می‌شود. سرطانهای دهان ، گلو ، ریه ، مثانه و پانکراس در افراد سیگاری شایع است. زخمهای معده و اثنی عشر و مری اغلب در سیگاریها مشاهده می‌شود. افراد سیگاری اغلب مسن‌تر از سن واقعی خود به نظر می‌رسند چون سیگار سبب پیر شدن و فرسوده شدن سریعتر پوست می‌شود. خطر مرده در افراد سیگار 4 برابر افراد غیر سیگاری است. 40 در صد افراد سیگاری قبل از سنین بازنشستگی فوت می‌کنند افراد غیر سیگاری حداقل 6 ساله بیشتر از سیگاریها عمر می‌کنند
ترک سیگار یک موضوع همیشه مهم برای سلامتی
اعتیاد به سیگار سخت‌ترین و بدترین نوع اعتیاد ما است که ترک آن فواید زیادی برای سلامتی فرد به ارمغان خواهد آورد ترک سیگار یکی از بهترین کارهایی است که افراد سیگاری می‌توانند در شرایطی انجام دهند تا به سلامت بدن خود کمک کنند بالغ بر 300 ماده شیمیایی خطرناک در دود سیگار وجود دارد قریب به 5 درصد منواکسید کربن (همان گاز کشنده کربن از اگزوز ماشینها خارج می‌شود) در دود سیگار وجود دارد و همین امر باعث کاهش جذب مقدار مناسب اکسیژن از خون می‌شود تیری که در آسفالت خیابانها استفاده می‌شود در دود سیگار نیز وجود دارد و می‌تواند سبب بروز سرطان شود

نیتروز ماده شیمیایی دیگری است که مصرف یک در میلیارد آن در مواد غذایی غیر مجاز شناخته شده است که دود سیگار حدود 5000 در میلیارد از این ماده موجود است. سایر موادی که با دود سیگار استنشاق می‌شود عبارتند از

     امونیاک :  ماده‌ای که در مواد منفجره در پاک کننده‌ها و سفیدکننده‌ها توالت بکار می‌رود
     سیانید سیانید:   که سمی کشنده است
     فنلها: که در پاک کننده‌های رنگ بکار می‌روند

برنامه چگونگی ترک سیگار
خود را برای ترک سیگار آماده کنید
فکر کنید ببنید که چه موقعی شما میل به دود کردن سیگار پیدا می‌کنید. آیا موقع روشن کردن سیگار در لحظه‌ای که قصد استراحت و متوقف کردن کاری را دارید؟ آیا وقتی به دوستی می‌رسید، بی‌اختیار قصد تعارف سیگار به او و روشن کردن سیگار را دارید؟ آیا پس از صرف غذا ، مایلید سیگاری دود کنید؟ آیا حضور در مکان خاصی شما را به استعمال دخانیات مایل می‌سازد؟ و آیا ...؟

پس از تفکر درباره این آیاها برنامه ریزی کنید که چگونه خود را در موقعیتی قرار ندهید. که میل یه سیگار کشیدن در شما را زنده نماید. بکوشید که مرتبا مشغول انجام کاری باشید. مثلا اگر پس از غذا میل به سیگار پیدا می‌کنید، بکوشید پس از صرف غذا ، بی‌درنگ از سر سفره و یا میز غذا بلند شوید و یا کار دیگری انجام دهید. اگر دوستان شما در شما میل به کشیدن سیگار را ایجاد می‌کنند بکوشید از آنها دوری کنید. مطمئنا اگر آنها دوستان خوبی باشند و بدانند شما برای ترک سیگار مصمم هستید آنها هم در این راه باید شمار را یاری کنند. فراموش نکنید که تغییر برنامه‌هایی که شما را به کشیدن سیگار سوق می‌دهد نیازی نیست که دائمی باشد. به محض اینکه شما این عادت زشت و ناپسند را ترک کردید می‌توانید برنامه قبلی و روزمره خود را بطور عادی برقرار نمایید
روزی را برای شروع انتخاب کنید
برای ادامه استعمال دخانیات و یافتن بهانه برای این که آن را ترک نکنید معمولا با مشکلی مواجه نیستید. از اینرو باید برای شروع و اجرای تصمیم خود روزی را برگزینید. نباید این روز روزی باشد که تحت فشارهای عصبی هستید تردیدی نیست که یافتن یک روز مناسب برای شروع ترک سیگار ممکن است آسان نباشد، ولی بکوشید هر چه زودتر وقت چنین روزی را تعیین کنید. فراموش نکنید که وسوسه‌های ادامه اعتیاد شما را در انتخاب این روز دچار تنبلی و تردید می‌کند. پس بکوشید هر چه زودتر ، روز شروع ترک اعتیاد را در تقویم زندگی خود مشخص کنید
کشیدن سیگار را متوقف کنید
روشن کردن و دود کردن سیگار را در روز تعیین شده "روز شروع ترک سیگار" متوقف کنید. بسیار آسان است. کار دیگری احتیاج نیست که انجام دهید. فقط سیگاری روشن و دود نکنید
تحمل کنید و سیگار نکشید
یک روز تحمل کرده‌اید. و هر روز دیگری که به روز اول افزوده می‌شود بدون این که سیگاری کشیده باشید، پیروزی بزرگی محسوب می‌شود. هر لحظه که احساس می‌کنید به کشیدن سیگار احتیاج دارید به خودتان بگویید که "چقدر احساس سلامتی می‌کنید." پولی را که برای خرید سیگار هزینه می‌شد، حالا می‌توانید برای امر دیگری اختصاص دهید. بکوشید با پولی که اینک پس انداز می‌شود برای خاطرتان کاری انجام دهید

بسیاری از معتادان به سیگار می‌گویند چندین بار آن را ترک کرده‌اند ولی دوباره کشیدن آن را در نتیجه غلظت از نو آغاز کرده‌اند. دکتر ظهیرالدین می‌گوید در اینگونه مواقع ناامید نشوید. خود را نبازید. چون این ناشی از بی‌ارادگی شما نیست. در جامعه ما که متاسفانه مقرراتی برای جلوگیری از استعمال دخانیات در محیط کار و اماکن عمومی نیست این احتمال وجود دارد که میل به کشیدن سیگار در فردی که تازه سیگار را ترک کرده است زنده شود. و یا در محیطی سیگار بکشد که دیگران را دچار خطر نسازد
بعد از ترک سیگار
در طی 20 دقیقه فشار خون و ضربان نبض کاهش می‌یابد. در طی 2 ساعت راههای تنفسی آرام شده و حجم تنفسی ریه افزایش می‌یابد و فرد می‌تواند به راحتی تنفس کند. در عرض 8 ساعت سطح منواکسید کربن و سطح اکسیژن به حالت عادی بر می‌گردد. در مدت 24 ساعت خطر حمله قلبی کاهش می‌یابد در طی 11 الی 3 ماه جریان خون و اعمال ریه تا یک گرم بهبودی یابد. در عرض 5 سال خطر سرطان ریه به نصف کاهش می‌یابد در مدت 10 سال پس از ترک سیگار ریه فرد همانند افراد غیر سیگار خواهد شد
 
 
 
       برگرفته از سایت:موفقیت معنوی فایند
 
 
 
 
 
 
 
     
 
 
 
 
 
                         www.fayand.ir
 
 
 
 
                    
                 
نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 19:4 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385

یک واقعیت به نام:

 نامت چه بود؟
آدم
فرزند؟
من را نه مادري نه پدري، بنويس اولين يتيم خلقت
محل تولد؟
بهشت پاك
اينك محل سكونت؟
زمين خاك
آن چيست بر گرده نهادي؟
امانت است
قدت؟
روزي چنان بلند كه همسايه خدا،اينك به قدر سايه بختم به روي خاك
اعضاء خانواده؟
حواي خوب و پاك ، قابيل خشمناك ، هابيل زير خاك
روز تولدت؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق
رنگت؟
اينك فقط سياه ، ز شرم چنان گناه
چشمت؟
رنگي به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان
وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم در هواي دوست

نه آ نچنان وزين كه نشينم بر اين خاك
جنست ؟
نيمي مرا ز خاك ، نيمي دگر خدا
شغلت ؟
در كار كشت اميدم
شاكي تو ؟
خدا
نام وكيل ؟
آن هم خدا
جرمت؟
يك سيب از درخت وسوسه
تنها همين ؟
همين!!!!
حكمت؟
تبعيد در زمين
همدست در گناه؟
حواي آشنا
ترسيده اي؟
كمي
ز چه؟
كه شوم اسير خاك
آيا كسي به ملاقاتت آمده؟
بلي
كه؟
گاهي فقط خدا
داري گلايه اي؟
ديگر گلايه نه؟، ولي ...
ولي چه ؟
حكمي چنين آن هم يك گناه!!؟
دلتنگ گشته اي ؟
زياد
براي كه؟
تنها خدا
آورده اي سند؟
بلي
چه ؟
دو قطره اشك
داري تو ضامني؟
بلي
چه كسي ؟
تنها كسم خدا
در آ خرين دفاع؟
مي خوانمش كه چنان اجابت كند دعا 

 

 

      برگرفته از سایت:موفقیت معنوی فایند

 

 

 

               www.fayand.ir

 

 

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 0:15 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیستم آذر 1385

نوشته روی دیوار

مادر خسته از خريد برگشت و به زحمت ، زنبيل سنگين را داخل خانه كشيد .
پسرش دم در آشپزخانه منتظر او بود و ميخواست كار بدي را كه تامي كوچولو انجام داده ، به مادرش بگويد .
وقتي مادرش را ديد به او گفت: « مامان ، مامان ! وقتي من داشتم تو حياط بازي ميكردم و بابا داشت با تلفن صحبت مي كرد
تامي با يه ماژيك روي ديوار اطاقي را كه شما تازه رنگش كرده ايد ، خط خطي كرد!
مادر آهي كشيد و فرياد زد: « حالا تامي كجاست؟ » و رفت به اطاق تامي كوچولو.
تامي از ترس زير تخت خوابش قايم شده بود ، وقتي مادر او را پيدا كرد ، سر او داد كشيد : « تو پسر خيلي بدي هستي » و بعد تمام ماژيكهايش را شكست و ريخت توي سطل آشغال .
تامي از غصه گريه كرد.
ده دقيقه بعد وقتي مادر وارد اطاق پذيرايي شد ، قلبش گرفت و اشك از چشمانش سرازير شد .
تامي روي ديوار با ماژيك قرمز يك قلب بزرگ كشيده بود و درون قلب نوشته بود: مادر دوستت دارم!

مادر درحاليكه اشك ميريخت به آشپزخانه برگشت و يك تابلوي خالي با خود آورد و آن را دور قلب آويزان كرد.
بعد از آن ، مادر هرروز به آن اطاق مي رفت و با مهرباني به تابلو نگاه ميگرد

 

 

        برگرفته از سایت:موفقیت معنوی فایند

 

 

 

 

 

 

         

          

                       

                 www.fayand.ir          

               

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 22:58 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم آذر 1385

مواظب باشید

آهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.حاکم پرسيد : علت طلاق؟آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.حاکم پرسيد:ديگه چي؟آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.حاکم پرسيد:ديگه چي؟آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.حاکم پرسيد:ديگه چي؟آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.حاکم پرسيد:ديگه چي؟آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.حاکم پرسيد:ديگه چي؟آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.حاکم پرسيد:ديگه چي؟آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني.حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟الاغ گفت: آره.حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.

نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.

نتيجه گيري عاشقانه : مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور نکند

 

 

برگرفته از سایت:موفقیت معنوی فایند

 

 

           

                             www.fayand.ir 

            

 

 

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 22:42 |  لینک ثابت   • 

شنبه هجدهم آذر 1385

نیاز همه را دریابید

لوئيز زني بود با لباسهاي کهنه و مندرس، و نگاهي مغموم . وارد خواروبار فروشي محله شد و با فروتني از صاحب مغازه خواست کمي خواروبار به او بدهد . به نرمي گفت شوهرش بيمار است و نميتواند کار کند و شش بچه شان بي غذا مانده اند
جان لانک هاوس، با بي اعتنايي، محلش نگذاشت و با حالت بدي خواست او را بيرون کند
زن نيازمند، در حالي که اصرار ميکرد گفت: آقا، شما را به خدا ، به محض اين که بتوانم پول تان را مي آورم
جان گفت نسيه نميدهد
مشتري ديگري که کنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را ميشنيد به مغازه دار گفت: ببين خانم چه مي خواهد، خريد اين خانم با من
خواروبار فروش با اکراه گفت: لازم نيست، خودم ميدهم. ليست خريدت کو ؟
لوئيز گفت: اينجاست
.«ليستت را بگذار روي ترازو. به اندازه وزنش، هرچه خواستي ببر»
لوئيز با خجالت يک لحظه مکث کرد ، از کيفش تکه کاغذي در آورد، و چيزي رويش نوشت وآن را روي کفه ي ترازو گذاشت. همه با تعجب ديدند کفه ي ترازو پايين رفت
خواروبار فروش باورش نشد. مشتري از سر رضايت خنديد
مغازه دار با ناباوري شروع به گذاشتن جنس در کفه ي ترازو کرد. کفه ي ترازو برابر نشد، آن قدر چيز گذاشت تا کفه ها برابر شدند
در اين وقت خواروبار فروش با تعجب و دل خوري تکه کاغذ را برداشت ببيند روي آن چه نوشته شده است
کاغذ، ليست خريد نبود، دعاي زن بود که نوشته بود: « اي خداي عزيزم، تو از نياز «من با خبري، خودت آن را برآورد کن
مغازه دار با بهت جنس ها را به لوئيز داد و همان جا ساکت ومتحير خشکش زد
لوئيز خداحافظي کرد و رفت


فقط اوست که ميداند وزن دعاي پاک و خالص چه قدر است.......

 

بر گرفته از سایت:موفقیت معنوی فایند

 

                       

                                

 

                           www.fayand.ir

 

 

 

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 22:33 |  لینک ثابت   • 

جمعه هفدهم آذر 1385

به نظر شما ایا شیطان وجود دارد؟؟؟

 

 
آيا شيطان وجود دارد؟ آيا خدا شيطان را خلق کرد؟
استاد دانشگاه با اين سوال ها شاگردانش را به چالش ذهني کشاند.
آيا خدا هر چيزي که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردي با قاطعيت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسيد: "آيا خدا همه چيز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چيز را خلق کرد, پس او شيطان را نيز خلق کرد. چون شيطان نيز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمايانگر ماست , خدا نيز شيطان است"
شاگرد آرام نشست و پاسخي نداد. استاد با رضايت از خودش خيال کرد بار ديگر توانست ثابت کند که عقيده به مذهب افسانه و خرافه اي بيش نيست.
شاگرد ديگري دستش را بلند کرد و گفت: "استاد ميتوانم از شما سوالي بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ايستاد و پرسيد: "استاد, سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "اين چه سوالي است البته که وجود دارد. آيا تا کنون حسش نکرده اي؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خنديدند.
مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فيزيک چيزي که ما از آن به سرما ياد مي کنيم در حقيقت نبودن
گرماست. هر موجود يا شي را ميتوان مطالعه و آزمايش کرد وقتيکه انرژي داشته باشد يا آنرا انتقال دهد. و گرما چيزي است که باعث ميشود بدن يا هر شي انرژي را انتقال دهد يا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در اين درجه بدون حيات و بازده ميشوند. سرما وجود ندارد. اين کلمه را بشر براي اينکه از نبودن گرما توصيفي داشته باشد خلق کرد."
شاگرد ادامه داد: "استاد تاريکي وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کرديد آقا! تاريک هم وجود ندارد. تاريکي در حقيقت نبودن نور است. نور چيزي است که ميتوان آنرا مطالعه و آزمايش کرد. اما تاريکي را نميتوان. در واقع با استفاده از قانون نيوتن ميتوان نور را به رنگهاي مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمي توانيد تاريکي را اندازه بگيريد. يک پرتو بسيار کوچک نور دنيايي از تاريکي را مي شکند و آنرا روشن مي سازد. شما چطور مي توانيد تعيين کنيد که يک فضاي به خصوص چه ميزان تاريکي دارد؟ تنها کاري که مي کنيد اين است که ميزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگيريد. درست است؟ تاريکي واژه اي است که بشر براي توصيف زماني که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسيد: "آقا, شيطان وجود دارد؟"
زياد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز مي بينيم. او هر روز در مثال هايي از رفتارهاي غير انساني بشر به همنوع خود ديده ميشود. او در جنايتها و خشونت هاي بي شماري که در سراسر دنيا اتفاق مي افتد وجود دارد. اينها نمايانگر هيچ چيزي به جز شيطان نيست."
و آن شاگرد پاسخ داد: "شيطان وجود ندارد آقا. يا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شيطان را به سادگي ميتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاريکي و سرما. کلمه اي که بشر خلق کرد تا توصيفي از نبود خدا داشته باشد. خدا شيطان را خلق نکرد. شيطان نتيجه آن چيزي است که وقتي بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبيند. مثل سرما که وقتي اثري از گرما نيست خود به خود مي آيد و تاريک که در نبود نور مي آيد.

نام آن مرد جوان

 

برگرفته از سایت :موفقیت معنوی فایند

 

                           

 

                www.fayand.ir

 

 

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 21:37 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پانزدهم آذر 1385

عبارات جادویی معجزه می کنند

اعجاز عبارات تاکیدی

 

عبارت تأکیدی، یعنی تاكيدي ذهنی یا شفاهی به‌خودتان و کائنات، درباره این‌که می‌خواهید زندگی‌تان چگونه باشد. واژه‌ها و اندیشه‌ها عناصری قدرتمند ند. شکل کنونی زندگیتان، تجلی جسمانی جملگی اند یشه‌های مثبت و منفی خودتان است

عبارت‌های تأکیدی مثبت، ابزاری قدرتمند برای پاک‌کردن باورهای منفی از ذهن و زندگیمان، و به‌ثمر رساندن تلاش‌هایمان برای آفرینش زندگی دلخواهمان است

خودم سال‌ها عبارت‌هائی تأکیدی را در زندگی شخصی و حرفه‌ئی‌ام به‌کار برده‌ام. هرکس که به‌طور پیوسته آنها را به‌کار گرفته، از تأثیر آنها در رسیدن به خواسته‌های خود باخبر است. مدتی بود که فرایند رشد درونم را آغاز کرده بودم، که با عبارت‌های تأکیدی آشنا شدم

در خلال روزهای بعد، با استفاده از کتاب‌های مناسب، بنشینید و عبارتی را که مهمترین خواسته این لحظه‌‌تان را بیان می‌کند انتخاب کنید. مثلاً: آرامش، صلح و صفا، سادگی، فرزانگی، دانش، روشن‌‌بینی، رشد معنوی یا هر چیز دیگر

بگذارید عبارت تأکیدی‌تان جمله‌ئی مثبت باشد که به‌ خودتان و کائنات اعلام می‌کند که هم‌اکنون در زندگیتان صاحب کیفیت دلخواهتان هستید. مثلاً: من از زندگی آرام و ساده‌ام خرسندم.اشکالی ندارد اگر عبارت‌های تأکیدی‌تان هنوز به‌وقوع نپیوسته است. تکرار عبارت تأکیدی اگر با اعتقاد و تخیل همراه باشد، بر توانائی ذهن ناهشیارتان می‌افزاید تا واقعیتی را که مورد تأکید قرار می‌دهید متجلی سازید

بخشی از دفتر یادداشت‌های روزانه‌تان را به ثبت آن عبارت‌های تأکیدی اختصاص دهید که می‌خواهید هر روز به کار ببرید. عادت تجسم مثبت و تکرار عبارت‌های تأکیدی برگزیده‌تان را در خود پرورش بدهید. آنها را بر روی یادداشت‌های چسب‌دار بنویسید و به هر جا که می‌توانید بچسبانید، تا مدام آنها را به‌خاطر آورید

آن‌گاه آماده باشید تا همگام با دگرگونی‌هائی که در زندگی‌تان ایجاد می‌شود، در آنها نیز تغییرات لازم را ایجاد کنید

با تكرا ر و تمر كز عبارات تاكيدي معجزه هاي فراوان در زندگيتان رخ خواهد داد

 

 

 

بر گرفته از سایت:موفقیت معنوی فایند

 

 

 

 

 

 

                  www.fayand.ir

 

 

 

 

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 20:18 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهاردهم آذر 1385

جعبه یادگیری لایتنر

 

جعبه یادگیری لایتنر

 

یکی از روش های مؤثر یادگیری مطالب ،استفاده از جعبه لایتنر است

در اینجا نحوه کار با این جعبه را توضیح می‌‌دهیم و امیدواریم شما با استفاده از این ابزار ساده و سودمند،بر یادگیری خود بیفزائید و در زمان محدودتر با کیفیت بهتر مطالب بیشتری را به خاطر بسپارید

این وسیله توسط محقق اتریشی " سباستین لایتنر" طراحی شده و مطالب را از حافظه کوتاه مدت شما به حافظه بلند مدت منتقل می‌‌نماید. یادگیری به کمک این روش شما را از تکرار مطالب بی نیاز می‌‌سازد. همین امر یادگیری را شیرین و جذاب می‌‌کند.

بنا به روال گذشته مباحث علمی و زیرساختی مقالات را با رنگ متفاوت می‌‌نویسم تا خوانندگان گرامی برای جلوگیری از اتلاف وقت از آن بگذرند. لکن دانستن آن برای معلمان،مشاوران،برنامه ریزان آموزشی و درسی و کلیه کسانی که به مباحث روان شناختی و تربیتی علاقه مند خالی از لطف نیست.

 

اساس علمی

این وسیله بر اساس تجارب روان شناسی و تربیتی زیر طراحی شده است

1. اگر انسان یک مطلب یا مفهوم را به خوبی فرا بگیرد بعد از یک روز تا یک هفته تقریباً 45% آن را فراموش می‌‌کند و بعد از یک ماه 80% آن فراموش می‌‌شود. به این ترتیب فقط 20% مطلب وارد حافظه درازمدت می‌‌شود. جعبه لایتنر برنامه را به گونه ای تنظیم می‌‌کند تا با بیشترین تکرار در قسمت خطرناک منحنی فراموشی،مطالب به حافظه دراز مدت هدایت شود

2. قانون یادگیری اسکینر: بر اساس این قانون هرگاه بعد از هر عملی پاداش دریافت شود، انجام آن عمل تشدید خواهد شد. امتیاز بیشتر، پاداش موفقیت در بازی است. این امتیاز شما را علاقمند می‌‌کند تا کماکان، با شدت بیشتری به بازی ادامه دهید

این خاصیت در جعبه یادگیری لایتنر استفاده شده است، یعنی فرد تنها زمانی به قسمت بعدی می‌‌رود که مطلب را آموخته باشد، این عمل درست مانند امتیاز دادن، فرد را به ادامه فرایند یادگیری تشویق می‌‌کند

مزایای این وسیله:

1. از تکرارهای غیر ضروری جلوگیری می‌‌کند: شما برای آنکه مطلبی را از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت منتقل کنید نیازمند تکرارهای مکرر هستید. وقتی صفحه ای را برای چندمین بار مطالعه می‌‌کنید، مجبورید مطالبی را نیز که قبلا آموخته اید مجددا مرور کنید. در صورتی که دیگر لزومی به تکرار نیست و تکرار بی جهت آن‌ها باعث اتلاف وقت و انرژی، بی حوصلگی و در نتیجه دل زدگی شما می‌‌شود. اما جعبه لایتنر فقط مطالب چموش و رام نشدنی را شکار کرده و ما را وادار به تکرار آن‌ها می‌‌کند.

2. اگر شما روند یادگیری را برای مدتی رها سازید، هیچ اختلالی در کار یادگیری ایجاد نمی شود جز آنکه مجبور می‌‌شوید کارت‌ها را بار دیگر مرور کنید. البته توصیه ما این است که کار را به طور منظم ادامه دهید.

3. با گرفتن امتیاز و مشاهده پیوسته موفقیت ، یادگیری برای شما از عملی خسته کننده به یک بازی لذت بخش و دلنشین تبدیل می‌‌شود.

 

چگونه از جعبه لایتنر استفاده کنیم:

جعبه لایتنر یک قوطی در باز است که از پنج قسمت تشکیل می‌‌شود.

 

15cm

8cm

4cm

2cm

1cm

 

 

عرض قسمت های مختلف به ترتیب 15,8,4,2,1 واحد است. این جعبه را می‌‌توانید خودتان با مقوا، جعبه یا قوطی های پودر لباسشویی ، کفش و... درست کنید، یا اینکه از بازار تهیه نمائید.

این روش را می‌‌توانید برای یادگیری لغات زبان انگلیسی،فارسی و یا هر فرمول یا مطالب درسی فراری که می‌‌خواهید به خاطر بسپارید به کار گیرید.

هر موضوع یادگرفتنی را روی یک برگ کاغذ(فیش) بنویسید. دقت کنید که روی هر فیش تنها یک موضوع یادگرفتنی نوشته شود. یعنی لغت را در یک روی کاغذ و جواب آن را در روی دیگر برگه می‌‌نویسید.

 

مراحل کار:

1. روز اول: تعدادی از برگه‌ها را تکمیل می‌‌کنید و پس از اینکه هر دوروی برگه را یکی دوبار مرور کردید، برگه‌ها را در خانه اول جعبه قرار دهید. می‌‌توانید هر روز، ده پانزده یا تعداد بیشتری برگه آماده نمائید.شاید در بعضی روزها هم برگه ای تهیه نکنید.

2. روز دوم: ابتدا برگه هایی را که دیروز تهیه کرده بودید از خانه اول بردارید.سؤالات را از روی برگه بخوانید و سعی کنید جواب‌ها را به خاطر بیاورید. آنهایی را که بلد نبودید، مجدداً در خانه اول قرار دهید و آنهایی را که بلد بودید، به خانه دوم منتقل کنید. پشت این برگه های خانه دوم یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار دهید.

در پایان، برگه هایی را که در روز دوم برای اولین بار تهیه کرده اید در خانه اول قرار دهید.

3. روز سوم: به برگه های خانه دوم دست نمی زنید زیرا خانه دوم هنوز تکمیل نشده است و ظرفیت دو گروه برگه را دارد. پس باز هم از برگه های خانه اول شروع می‌‌کنید و برگه هایی را که جواب سؤالاتشان را بلد هستید به خانه دوم منتقل می‌‌نمائید و در پشت کاغذ رنگی قرار می‌‌دهید تا این برگه‌ها با برگه های روز گذشته مخلوط نشود. برگه هایی که پاسخشان را بلد نیستید به همراه برگه های جدیدی که امروز تهیه کرده اید در خانه اول قرار دهید.

4. روز چهارم:

الف. ابتدا از خانه دوم شروع کنید، زیرا خانه دوم ظرفیت دو گروه برگه را دارد و ظرفیت آن روز قبل تکمیل شده است. ولی فقط برگه های ردیف جلوتر را برمی دارید.(یعنی برگه هایی که جلو کاغذ رنگی قرار دارند) سؤالات روی این برگه‌ها را مطالعه می‌‌کنید و اگر جواب درست دادید برگه‌ها را در داخل خانه سوم و در ابتدای آن قرار می‌‌دهید و پشت این برگه‌ها یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار می‌‌دهید تا فاصله گذاری مشخص شود. ضمناً برگه های باقی مانده در خانه دوم را جلوتر می‌‌برید و کاغذ رنگی را در پشت این برگه‌ها می‌‌گذارید.

ب. سپس به خانه اول برگردید و برگه های آن را بردارید و آنهایی را که بلد هستید در خانه دوم و پشت کاغذ رنگی قرار دهید.

ج. برگه هایی که پاسخ آنها را بلد نیستید و همچنین برگه های جدیدی را که تهیه کرده اید در خانه اول می‌‌گذارید.

5 . خانه سوم برای چهار گروه برگه در نظر گرفته شده و باید چهار روز صبر کنید تا این قسمت تکمیل شود.البته هر روز پس از ورود برگه‌ها از خانه دوم به خانه سوم پشت این برگه‌ها یک کاغذ رنگی می‌‌گذارید تا قسمت سوم هم به تدریج و پس از چهار روز تکمیل شود.

6. خانه چهارم جای هشت گروه برگه را دارد و هشت روز پس از ورود اولین برگه‌ها پر خواهد شد. خانه پنجم جای پانزده گروه برگه را دارد و شانزده روز پس از ورود اولین برگه ها، این قسمت تکمیل می‌‌شود. یعنی اگر شما در کارتان وقفه ای نیندازید سی روز طول خواهد کشید تا هر پنج قسمت جعبه لایتنر تکمیل شود. توجه دارید که بین هر دو گروه برگه یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار می‌‌دهید تا برگه های مربوط به روزهای مختلف با یکدیگر مخلوط نشوند.از روز سی و یکم به تدریج برگه‌ها از داخل جعبه خارج می‌‌شوند و شما می‌‌توانید این برگه‌ها را بایگانی نمائید. زیرا پس از پنج بار تکرار موفقیت آمیز هر برگه در زمان های متفاوت، می‌‌توانید مطمئن باشید که آن موضوع را برای همیشه فرا گرفته اید و هیچگاه آن را فراموش نخواهید کرد.

به این ترتیب شما با روشی که شبیه بازی انفرادی است، در اوقات فراغت می‌‌توانید با کمترین میزان اتلاف وقت آنچه را که یادگیری اش برایتان مشکل تر است بیشتر تکرار کنید و زودتر و برای همیشه به خاطر بسپارید و آنچه را که زودتر یاد می‌‌گیرید فقط با پنج بار تکرار برای همیشه فرا بگیرید.

نکته مهم: در هر مرحله که به سؤال یک برگه نتوانستید جواب دهید باید آن را به اولین خانه برگردانید

 

برگرفته از سایت:موفقیت معنوی فایند

 

                             

 

 

                             www.fayand.ir 

 

 

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 16:24 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سیزدهم آذر 1385

بخندید

خنده یک فضای مثبت احساسی را به وجود می آورد و طرفین نیاز برقراری ارتباط نزدیک تری را نسبت به هم پیدا کرده و از وجود یکدیگر بیشترین لذت را می برند. یکی از نتایجی که دکتر پرووین به آن دست پیدا کرده حاکی از آن است که حتی گوینده ها خیلی بیشتر از شنونده ها از تاثیرات مثبت خندیدن بهرمند می شوند. خنده و شوخی اضطراب و عصبانیت را از بین می برد و راه رسیدن به صمیمت را هموار می سازد.

خنده از طریق قانون های سخت از پیش تعیین شده به وجود نمی آید بلکه در حین مکالمه و برقراری ارتباط است که افراد شروع به خندیدن می کنند. دکتر پرووین معتقد است که: "خنده ارتباطی به خوشمزگی ندارد بلکه در رابطه با ارتباط های اجتماعی است که معنا پیدا می کند."

در این قسمت برخی از یافته های متعجب کننده او را با هم مرور می کنیم

 

  • خندیدن امری است که به طور تصادفی رخ می دهد و شما را به نتایج بسیار زیادی می رساند اما یکی از بهترین ره آوردهای آن: در کنار هم جمع کردن مردم می باشد. در حقیقت فواید سلامتی خنده از حمایت های اجتماعی که برای فرد به وجود می آورد نشئت می گیرد.
  •  
  • خنده نقش مهمی در پیوستن دل ها به یکدیگر دارد.مردها عاشق خانم هایی هستند که در حضورشان از ته دل می خندند.
  •  
  • هر دو جنس (چه زن و چه مرد) خندیدن را دوست داشته و بسیار می خندند. اما خانم ها بیشتر از آقایون می خندند – تقریبا در حدود 126 درصد بیشتر از مردها – و آقایون نیز خیلی بیشتر خنده تحویل می گیرند.
  •  
  • خنده خانم ها یکی از مولفه های ضروری برای حفظ یک رابطه سالم می باشد
  •  
  • خنده در زوج ها با افزایش وزن کاهش پیدا می کند.
  •  
  • مثل خمیازه، خنده نیز واگیر دار است. کسی نمی تواند در مقابل آن از خود مقاوت نشان دهد.
  •  
  • یکی از راه های ایجاد خنده (و به طور حتم یکی از قدیمی ترین راه ها) غلغلک دادن است. غلغلک دادن یک امر کاملا اجتماعی است چرا که هیچ یک از ما نمی تواند شروع کند به غلغلک دادن خودش. ما کسی را غلغلک می دهیم تا او نیز در مقابل به این عمل ما واکنش نشان هد. برای اینکه دیگران شما را غلغلک ندهند و به عنوان یک فرد غلغلکی شناخته نشوید باید خودتان انها را غلغلک دهید.
  •  
  • نه تنها تمام مردم از غلغلک خوششان می آید (چه غلغلکی ها چه کسانی که آنها را غلغلک می دهند) بیشتر افراد معتقدند که این عمل نشانه ای از علاقه و محبت است.
  •  
  • احتمالا غلغلک باید ریشه تمام بازی ها باشد.این کار دارای تاثیرات دوجانبه و متقابل می باشد. به عبارت دیگر آهنگ یک ارتباط سالم می باشد.البته می تواند غریزه جنسی را در بزرگسالان تحریک کند.
  •  
  • احساس غلغلکی بودن در سنین میانسالی تا حد بسیار زیادی کاهش مییابد. انسان ها به تدریج شروع به از دست دادن "محرک های لامسه ای" می کنند. دکتر پرووین معتقد است که میل به غلغلک، لمس کردن و شروع بازی، به تدریج ازبین می رود. اما هیچ گاه نباید فراموش کرد که چنین رفتارهایی جزء نقاط حساس عواطف یک فرد به شمار می روند.
  •  
  • بنابراین دفعه اینده که با همسر خود به مشکل برخورد کرده و شروع به جر و بحث نمودید، در اتاق را به شدت به هم نکوبید و خارج نشوید.به جای آن شروع کنید به غلغلک دادن همسر خود. ( قسمت های غلغلکی بدن به ترتیب حساسیت:زیر بغل، شکم، روی دنده ها، پا، زانو، گلو، گردن و کف دست ها می باشد.)
  •  
  • ما می دانیم که این کار مشکلات شما را به طور کلی از بین نمی برد اما می تواند به منزله نقطه شروعی باشد تا شما دونفر در کنار یکدیگر بنشینید و با هم در رفع انها کوشش کنید.

 

 

برگرفته از سایت:موفقیت معنوی فایند

 

 

 

 

 

 

           www.fayand.ir 

 

 

  

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 20:34 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم آذر 1385

تو مسول گل ات هستی

روباه گفت: سلام
شهريار کوچولو برگشت اما کسی را نديد. با وجود اين با ادب تمام گفت: سلام
...صداگفت: من اين‌جام، زير درخت سيب
!شهريار کوچولو گفت: کی هستی تو؟ عجب خوشگلی
.روباه گفت:يک روباهم من
...شهريار کوچولو گفت:بيا با من بازی کن. نمی‌دانی چه قدر دلم گرفته
.روباه گفت: نمی‌توانم بات بازی کنم. هنوز اهليم نکرده‌اند آخر
. شهريار کوچولو آهی کشيد و گفت:معذرت می‌خواهم
اما فکری کرد و پرسيد:
اهلی کردن يعنی چه؟

روباه گفت: تو اهل اين‌جا نيستی. پی چی می‌گردی؟
شهريار کوچولو گفت:پی آدم‌ها می‌گردم. نگفتی اهلی کردن يعنی چه؟
روباه گفت:آدم‌ها تفنگ دارند و شکار می‌کنند. اينش اسباب دلخوری است! اما مرغ و ماکيان هم پرورش می‌دهند و خيرشان فقط همين است. تو پی مرغ می‌کردی؟
شهريار کوچولو گفت:نَه، پیِ دوست می‌گردم. اهلی کردن يعنی چی؟
روباه گفت:
یک چيزی است که پاک فراموش شده. معنيش ايجاد علاقه کردن است
ايجاد علاقه کردن؟
روباه گفت: معلوم است. تو الان واسه من يک پسر بچه‌ای مثل صد هزار پسر بچه‌ی ديگر. نه من هيچ احتياجی به تو دارم نه تو هيچ احتياجی به من. من هم واسه تو يک روباهم مثل صد هزار روباه ديگر. .اما اگر منو اهلی کردی هر دوتامان به هم احتياج پيدا می‌کنيم
تو   واسه من ميان همه‌ی عالم موجود يگانه‌ای می‌شوی من واسه تو 
شهريار کوچولو گفت:کم‌کم دارد دستگيرم می‌شود. يک گلی هست که گمانم مرا اهلی کرده باشد  
... اما اگر تو منو اهلی کنی انگار که زندگيم را چراغان کرده باشی. آن وقت صدای پايی را می‌شناسم که باهر صدای پای ديگر فرق می‌کند: صدای پای ديگران مرا وادار می‌کند تو هفت تا سوراخ قايم بشوم اما صدای پای تو مثل نغمه‌ای مرا از سوراخم می‌کشد بيرون. تازه، نگاه کن آن‌جا آن گندم‌زار را می‌بينی؟ برای من که نان بخور نيستم گندم چيز بی‌فايده‌ای است. پس گندم‌زار هم مرا به ياد چيزی نمی‌اندازد. اسباب تاسف است. اما تو موهات رنگ طلا است. پس وقتی اهليم کردی محشر می‌شود! گندم که طلايی رنگ است مرا به ياد تو می‌اندازد و صدای باد را هم که تو گندم‌زار می‌پيچد دوست خواهم داشت
خاموش شد و مدت درازی شهريار کوچولو را نگاه کرد. آن وقت گفت: اگر دلت می‌خواهد منو اهلی کن
شهريار کوچولو جواب داد: دلم که خيلی می‌خواهد، اما وقتِ چندانی ندارم. بايد بروم دوستانی پيدا کنم و از کلی چيزها سر در آرم
...روباه گفت:
آدم فقط از چيزهايی که اهلی کند می‌تواند سر در آرد
... اما چون دکانی نيست که دوست معامله کند آدم‌ها مانده‌اند بی‌دوست... تو اگر دوست می‌خواهی خب منو اهلی کن
شهريار کوچولو پرسيد: راهش چيست؟
روباه جواب داد: بايد خيلی خيلی حوصله کنی. اولش يک خرده دورتر از من می‌گيری اين جوری ميان علف‌ها می‌نشينی. من زير چشمی نگاهت می‌کنم و تو لام‌تاکام هيچی نمی‌گويی، چون تقصير همه‌ی سؤِتفاهم‌ها زير سر زبان است. عوضش می‌توانی هر روز يک خرده نزديک‌تر بنشينی
فردای آن روز دوباره شهريار کوچولو آمد
روباه گفت: کاش سر همان ساعت ديروز آمده بودی. اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بيايی من از ساعت سه تو دلم قند آب می‌شود و هر چه ساعت جلوتر برود بيش‌تر احساس شادی و خوشبختی می‌کنم. ساعت چهار که شد دلم بنا می‌کند شور زدن و نگران شدن. آن وقت است که قدرِ خوشبختی را می‌فهمم! اما اگر تو وقت و بی وقت بيايی من از کجا بدانم چه ساعتی بايد دلم را برای ديدارت آماده کنم؟... هر چيزی برای خودش قاعده‌ای دارد
شهريار کوچولو گفت:قاعده يعنی چه؟
روباه گفت: اين هم از آن چيزهايی است که پاک از خاطرها رفته. اين همان چيزی است که باعث می‌شود فلان روز با باقی روزها و فلان ساعت با باقی ساعت‌ها فرق کند
... به اين ترتيب شهريار کوچولو روباه را اهلی کرد
لحظه‌ی جدايی که نزديک شد روباه گفت: آخ! نمی‌توانم جلو اشکم را بگيرم
شهريار کوچولو گفت: تقصير خودت است. من که بدت را نمی‌خواستم، خودت خواستی اهليت کنم
روباه گفت: همين طور است
شهريار کوچولو گفت: آخر اشکت دارد سرازير می‌شود
روباه گفت: همين طور است
-پس اين ماجرا فايده‌ای به حال تو نداشته
روباه گفت: چرا، واسه خاطرِ رنگ گندم
بعد گفت: برو يک بار ديگر گل‌ها را ببين تا بفهمی که گلِ خودت تو عالم تک است
... و برگشت پيش روباه
گفت: خدانگه‌دار
روباه گفت: خدانگه‌دار!... و اما رازی که گفتم خيلی ساده است
جز با دل هيچی را چنان که بايد نمی‌شود ديد. نهاد و گوهر را چشمِ سَر نمی‌بيند...
... ارزش گل تو به قدرِ عمری است که به پاش صرف کرده‌ای
شهريار کوچولو برای آن که يادش بماند تکرار کرد: -به قدر عمری است که به پاش صرف کرده‌ام
روباه گفت: انسان‌ها اين حقيقت را فراموش کرده‌اند اما تو نبايد فراموشش کنی
 تو تا زنده‌ای نسبت به چيزی که اهلی کردی مسئولی تو مسئول گل ات هستی
 
 
برگرفته از سایت:موفقیت معنوی فایند
 
 
 
                          
 
www.fayand.ir      
 
 
 
نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 21:12 |  لینک ثابت   • 

شنبه یازدهم آذر 1385

هفت سخن برتر

 

 هفت نصيحت

1- گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)

 2- باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)

 3- اگركسي اشتباه كرد آن را بپوشان (مثل شب)

 4- وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)

 5- متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

 6- بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )

 7- اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه)

 

برگرفته از سایت:موفقیت معنوی فایند

 

 

 

                  www.fayand.ir  

 

 

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 22:39 |  لینک ثابت   • 

جمعه دهم آذر 1385

دلاور عشق

براي دلاور عشق، ناممكن وجود ندارد ،او از سكوت ، بي تفاوتي و طرد نمي هراسد


و مي داند پشت نقاب منجمد ، قلبي سوزان، وجود دارد. دلاور بيش از ديگران خطر را به جان


مي خرد . او مدام در پي عشق محبوب است ، حتي اگر واژه " نه" را بشنود و شكست خورده


به خانه باز گردد و احساس كند جسم و روحش طرد شده است. هنگامي كه دلاور در پي نياز خود


است ، هراس به دل راه نمي دهد ، چرا كه بدون عشق هيچ است.
 
 
برگرفته از سایت: موفقیت معنوی فایند
 
 
 
 
                     
       
               www.fayand.ir
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 23:38 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نهم آذر 1385

اولین شانس

 
مرد جواني در آرزوي ازدواج با دختر ِ زيباروي کشاورزي بود.


 به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگيره. کشاورز براندازش کرد و گفت:


 پسر جان، برو در آن قطعه زمين بايست. من سه گاو نر رو يک به يک آزاد ميکنم،


 اگر تونستي دم هر کدوم از اين سه گاو رو بگيري، ميتوني با دخترم ازدواج کني.

مرد جوان در مرتع، به انتظار اولين گاو ايستاد. در طويله باز شد

 و بزرگترين و خشمگين‌ترين گاوي که تو عمرش ديده بود به بيرون دويد.


 فکر کرد يکي از گاوهاي بعدي، گزينه ي بهتري خواهد بود، پس به کناري دويد


 و گذاشت گاو از مرتع بگذره و از در پشتي خارج بشه. دوباره در طويله باز شد.


 باورنکردني بود! در تمام عمرش چيزي به اين بزرگي و درندگي نديده بود.


 با سُم به زمين ميکوبيد، خرخر ميکرد و وقتي او رو ديد، آب دهانش جاري شد.


 گاو بعدي هر چيزي هم که باشه، بايد از اين بهتر باشه.


 به سمتِ حصارها دويد و گذاشت گاو از مرتع عبور کنه و از در پشتي خارج بشه.


براي بار سوم در طويله بار شد. لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد.


اين ضعيف ترين، کوچک ترين و لاغرترين گاوي بود که تو عمرش ديده بود.


 اين گاو، براي مرد جوان بود! در حالي که گاو نزديک ميشد،


 در جاي مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روي گاو پريد.


 دستش رو دراز کرد... اما گاو دم نداشت!..


زندگي پر از فرصت هاي دست يافتنيه. بهره گيري از بعضي هاش ساده ست،


 بعضي هاش مشکل. اما زماني که بهشون اجازه ميديم رد بشن


 و بگذرن (معمولاً در اميد فرصت هاي بهتر در آينده)،


 اين موقعيت ها شايد ديگه موجود نباشن. براي همين، هميشه اولين شانس رو بچسب

 

برگرفته از سایت : موفقیت معنوی فایند

 

 

                    www.fayand.ir 

 

 

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 19:32 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم آذر 1385

فرشته های بیکار


 مردی خواب عجیبی دید . او در عالم رویا دید که نزد فرشتگان رفته و به کارهای آنها نگاه
 می کند هنگام ورود ، دسته  بزرگی  از فرشتگان را دید  که سخت مشغول کارند  و تند تند
 نامه هایی  را  که  توسط   پیک ها  از  زمین  می رسند ، باز  می کنند  و  آنها  را  داخل
 جعبه هایی می گذارند.   مرد از فرشته‌ای پرسید :  شما دارید چکار می کنید ؟ 
فرشته در حالیکه داشت نامه ی را باز می کرد ، جواب داد :  اینجا بخش دریافت است ، ما دعاها  و تقاضاهای مردم زمین را که توسط فرشتگان به ملکوت می رسد به خداوند تحویل
 می دهیم.
مرد کمی جلوتر رفت . باز دسته بزرگ  دیگری از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل
 پاکت می گذارند  و آنها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.
مرد پرسید :  شماها چکار می کنید ؟
یکی از فرشتگان با عجله گفت :  اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمات خداوند را توسط فرشتگان  به بندگان زمین می فرستیم 
 مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته!!
مرد با تعجب از فرشته پرسید : شما اینجا چکار می کنی و چرا بیکاری ؟
فرشته جواب داد : اینجا بخش تصدیق جواب است . مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب تصد یق دعا بفرستند  ولی تنها عده بسیار کمی  جواب می دهند .

 مرد از فرشته پرسید :  مردم چگونه می توانند جواب تصدیق دعاهایشان را بفرستند ؟!
فرشته پاسخ داد :  بسیار ساده است ، فقط کافیست بگویند :


خدایا متشكریم

 

برگرفته از سایت:    موفقیت معنوی فایند

 

 

                 www.fayand.ir

 

 

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 22:41 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفتم آذر 1385

روان شناسی افسردگی کنکور

از آنجا كه كنكور امروزه به عنوان یك منبع اضطراب زا تلقی می شود و فشارهای روانی كه جامعه، خانواده و كلا محیط به دانش آموز كنكوری وارد می كند، مانع از این می شود كه او تمام قوای خود را برای رسیدن به موفقیت بكارگیرد؛ چقدر خوب است كه دانش آموزان ما برخی از مسائل روحی، روانی از قبیل افسردگی، اضطراب و وسواس را بشناسند، تا بتوانند با آنها مقابله كنند. زیرا این موارد در صورتی كه شدید باشند مانع عملكرد طبیعی خواهند بود. نكته‌ای كه حائز اهمیت است عدم شناخت افراد جامعه نسبت به این مقوله هاست. مثلا شخصی ممكن است پاره ای از علامات افسردگی را داشته باشد، ولی خودش نداند كه این نشانه ها ، جزیی از بیماری افسردگی محسوب می شوند. به اصطلاح می گویند او نسبت به بیماریش بصیرت ندارد. انسانی كه مشكل كار خود را نداند چگونه می تواند آنرا اصلاح كند?

لذا هدف از این مقاله بصیرت دادن به آن دسته عزیزانی است كه در اثر زیادی بودن حجم كاری و فشارهای روانی این علامات در آنها به وجود آمده است. به علت اهمیت افسردگی ابتدا در مورد این مقوله سخن خواهیم گفت

افسردگی نشانه‌های بسیاری دارد در این مجمل سه علامت بارز این اختلال مطرح می‌شود

۱ـ بی‌ارزشی شخصیتی

اولین علامت افسردگی ، بی ارزشی شخصیتی است . بدین صورت كه فرد می گوید : "من كه ارزشی ندارم" او ممكن است این جمله را به شكلهای گوناگونی بیان كند . مثلا بگوید: "میان این همه افرادی كه می خواهند در كنكور شركت كنند، من كه اصلا به حساب نمی آیم." به نظر شما آیا این فرد موفق می شود؟ اگر به هر علتی، در گذشته این جمله را به خود گفته اید ، اشكال ندارد. از این لحظه به بعد هرگز چنین جمله ای را به زبان نیاورید

۲ـ یاس و ناامیدی

شخص افسرده نسبت به آینده ناامید است. او معتقد است كه وضعیت هرگز بهتر از این نخواهد شد

۳ـ درماندگی

كسی كه نسبت به آینده مایوس است، چگونه توان آنرا خواهد داشت كه سخت تلاش كند؟

دانستن این سه علامت و در نهایت شناختن افسردگی از آن حیث برای شما لازم است كه در طی مسیرتان به سمت قبولی در كنكور، هرگز چنین علاماتی در شما ظاهر نشود

         

         

                          موفقیت معنوی فایند

 

 

 

                                       www.fayand.ir

 

 

 

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 22:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ششم آذر 1385

میز کارتان را اشفته نکنید

میز کار آشفته

 

یک میز کار آشفته می تواند بیانگر:

 

پائین بودن بهره وری

 

از دست دادن فرصتها و مهلت های انجام کار

 

جستجوی دیوانه وار برای اطلاعات گم شده

 

ساعتهای طولانی کار

 

افزایش اضطراب و پریشانی

 

از دست دادن روحیه

 

حواس پرتی های ناخواسته

 

و مشکلات غیره منتظره باشد

 

پس میز کارتان را اشفته نگه ندارید تا بهره وری تان از زمان افزایش یابد

 

                           موفقیت معنوی فایند

 

 

for you

 

 

                             www.fayand.ir

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 0:45 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهارم آذر 1385

بيا برام بگو عزيزم كه چرا مي خواي تركم كني

 
یه هيزم ديگه تو آتيش بنداز.کمی گوشت و مقداری لوبيا برام بپز.
بعدش برو بيرون سراغ ماشين و لاستيکاشو عوض کن.

جوراب هامو بشوی و شلوار لی قديميم رو بدوز.

عجله کن عزيزم می تونی پیپم رو پر کنی. بعدش هم برو دمپايی هام رو بيار.

 و يه قوری چای ديگه برام بذار جوش بياد.

بعد يه هيزم ديگه تو آتيش بنداز عزيزم.و بيا ....

و بيا برام بگو که چرا می خوای ترکم کنی.
 
آخه مگه من يکشنبه بهت اجازه نمی دم ماشينو بشويی؟
 
و وقتی داری لاغر می شی بهت اخطار نمی دم؟

قصد ندارم يه روزی با خودم ببرمت ماهی گيری؟

خب دیگه یک مرد نمی تونه یه زن رو بیشتر از این دوست داشته باشه.

آخه من همیشه با خواهر کوچیکت مهربون نیستم؟

هر شب نمی برمش ماشین سواری؟

پس این جا روی پاهام بشین چون وقتی شیرینی٫ دوستت دارم

 و می دونی که جنگ و دعوا در شاءن خانم ها نیست.

 پس يه هيزم ديگه تو آتيش بنداز.کمی گوشت و مقداری لوبيا برام بپز.

بعدش برو بيرون سراغ ماشين ٫ جک بزن و لاستیکشو عوض کن
.
جوراب هامو بشوی و شلوار لی قديميم رو بدوز. برو دیگه ٫عزیزم٫می تونی پیپم رو پر کنی
٫
 بعدش هم برو دم پایی هام رو بیار . و یه قوری چای دیگه برام بذار جوش بیاد

 بعد یه هیزم دیگه تو آتیش بنداز عزیزم و بیا برام بگو که چرا می خوای ترکم کنی
 
 
    نگین اقاباشی
مدیر وب سایت موفقیت معنوی فایند 
                موفقیت معنوی فایند
 
 
انتقاد
 
 
                     

 

 

 

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 21:32 |  لینک ثابت   • 

جمعه سوم آذر 1385

تو شایسته بهترینی

 

میدانستی که شایسته بهترینی؟؟

من اکنون این مژده را به تو میدهم تو شایسته بهترینی

وقتی داری این مطلب را می خوانی به خودت بگو که من شایسته بهترین ام و اکنون بهترین را پذیرا میشوم

من برای تو دعا میکنم و تو برای من دعا میکنی و هر دو با هم امین می گوییم

دعا میکنیم که:

خدایا اکنون و در همین لحظه به قلب من

بیا من منتظر تو ام

 

آمین

 

نگین اقاباشی

مدیر سایت فایند

 

                موفقیت معنوی فایند

 

 

من بهترین ام

 

 

                                         www.fayand.ir

 

نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 22:40 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه یکم آذر 1385

خدا را شکر که:

خدا را شکر که:
 
خدا را شكر كه تمام شب صداي خرخر همسرم را مي شنوم اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.
خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.
خدا را شكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني را جمع كنم. اين يعني در ميان دوستانم بوده ام.
خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.
خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.
خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.
خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.
خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.
خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.
خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.
خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.
خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.
 
برای هر انچه دارید خدا را شکرگذار باشید.
 
مدیر سایت فایند
نگین اقاباشی
                   موفقیت معنوی فایند  
                  
                www.fayand.ir
 
 
 خدا را شکر
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط نگین اقاباشی در 22:48 |  لینک ثابت   •